هستی ام هنوز بر پایه توست که روزی باید می آمدی به سراغم و بودن را یادم می دادی

و خیلی زود می رفتی . چقدر شیرین دروغ گفتی که دوستت دارم .

ساده ترین کلام برای با تو بودن را بارها به یادت زمزمه می کنم و

با تو گپ می زنم . می خندم . می رقصم

ولی هنوز از بوسیدن تو عاجزم . . .

سلام.