من پنجره رو بستم اما باد اصرار داشت تنهاییم رو به روخم بکشه
اشک ریختنمو هو میکنه...
به جهنم که چشام بارونیه نه؟
لا لایی هام خوابت کرد
منو کی خواب بکنه؟
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ساعت 0:53 توسط گردوخاک
|
من پنجره رو بستم اما باد اصرار داشت تنهاییم رو به روخم بکشه
اشک ریختنمو هو میکنه...
به جهنم که چشام بارونیه نه؟
لا لایی هام خوابت کرد
منو کی خواب بکنه؟
صبر کنید و ببینید که حتی کلاغ ها هم از شهرتان کوچ خواهند کرد
صبر کنید و ببینید که چگونه در خاکستر فرزندانتان به خوشبختی خواهید رسید
مال شما...
زندگی همه اش مال شما و هنگام رهایی از درد وجدان میتوانید به مزار مادرانتان پناه ببرید
سر در دامان خاکی شان بگذارید و بگوییدکه دعایمان کنید
بگویید فرزندانی فربه از رنج قربانی آینده کوتاهمان کردیم
آه...فرزندی نماند
همه زندگی و آینده زیبا که دعوتمان کردید به آن بیاییم مال شما
حالا بی حساب شدیم.